کامنتی که به دلم نشست

این دو بیتی رو پنح وارونه ی عزیز برام  تو یه کامنتی نوشته بود که چون  مصداق وضعیت فعلی منه و خیلی به دلم نشست گفتم اینجا هم بذارمش:

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم، سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را
بر سفره ی رنگین خود بنشانمت، بنشین غمی نیست... (محمدعلی بهمنی)

دل گویه

یه دنیا حرف دارم برای زدن . هزار دنیا حرف دیگه هم دارم برای نزدن. یه عالمه درد دارم برای نالیدن . هزار دنیا درد هم دارم برای به جون خریدن و دم نزدن.  گوش ی نیست برای شنیدن حرفام و دلی نیست برای سپردن به دردهام. به معنای واقعی کلمه  تنهام..........