باز هم محسن !!!
صبح که رفتم اداره تو اتاقم دیدم محسن هنوز نیومده . بعد از نیم ساعت اومد دیدم خیلی پریشونه . پرسیدم چیزی شده ؟ گفت آره . فردای مراسم ختم بابام عموم که از اصفهان اومده بود برمیگرده اصفهان و به محض رسیدن به خونه یهو سکته میکنه و تا دیشب تو سی سی یو بوده و دیشب تموم کرده ...... همینجور هاج و واج نگاش می کردم . هنگ کرده بودم . نمیدونستم چه جوری باید تسلیت بگم . اصلا میشه تسلی داد اون و خونوادش رو؟؟؟ سه روز مرخصی نوشت و رفت......
پس فردا مراسم هفت باباش با مراسم ختم عموش با هم برگزار میشه . ..... هنوز منگم .... خدایا چرا؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۳:۳۰ ب.ظ توسط پرهام
|